قوچان شهر تاریخ کهن ایران

فرهنگی -آخرین اخبارقوچان-رجال ومشاهیر -جذابترین ها درباره قوچان

درباره پیشینه وتاریخ قوچان(خبوشان-آساک)
 
نویسنده: سیدرجب چمنی - دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢
نگاهی گذرا به تاریخ و فرهنگ قوچان
● باورهای تاریخی
قضاوت درباره تاریخ بسیار مشکل است به خصوص که مدارکی دال بر زندگانی گذشتگان وجود نداشته باشد . تا جایی که تاریخ گذشته ها به صورت مدون در نیامده است نام باورهای تاریخی را خواهد داشت و اگر آثاری بر جای مانده باشد در تثبیت این باورها به ما کمک می کند . مدارک و باورهای تاریخی با هماهنگی به ما می گویند که قوم پارت در حوزه قوچان زندگی کرده و اساس وپایه حکومت خودرا در آنجا گذاشته اند .

 


● تاریخ قوچان
در نقشه های ایران قبل از تاریخ نوشته دکتر محمد جواد مشکوربین صفحات چهل و چهل و یک از تپه حصار دامغان نام برده شده است و در تاریخ شاهنشاهی هخامنشی صفحات ۱۵/۲۱۴ در زمان داریوش باز هم از مرکز پارتها خبری نیست و از مرو و خوارزم نامی دیده می شود اما در نقشه شاهنشاهی پارت در تاریخ گریشمن در بین صفحات ۹/۳۵۸ نام استوئن آمده است که از ۲۵۰ قبل از میلادی تا ۲۲۰ یا ۲۲۶ میلادی حدود ۴۷۰ سال سلطنت آنها را در بر می گیرد .
در نقشه شاهنشاهی ساسانی نیز در بین صفحات ۹/ ۴۶۸ علاوه بر آنکه نام استوئن وجود دارد نام نیشابور نیز اضافه شده است و این خود دارای معنای بسیاری است که وجود استوئن قبل از نیشابور در تاریخ ها قدمت آن را به اثبات می رساند . وجود قوم پارت در این سرزمین و حکومت آنان قطحی است منتها مشخص کردن جایی معین کاری مشکل است .
محمد جواد مشکور در تاریخ ایران باستان می نویسد : « رود اترک جزء گرگان و قسمت علیای آن متعلق به پارت بوده است » نام چند شهر را پایتخت اشکان می دانند ولی نخستین را آساک می دانند که تطبیق آن با حوزه قوچان و بجنورد و ترکمنستان ساده به نظر نمی رسد . اشک اول (ارشک ) مردی سکایی از تیره های پارتی بود و در دره رود اترک می زیست (۲۵۰ قبل از میلاد ) .
یونانیان سکاها را اسکو تو می گفتند یا اسکیت و اسکیت در یونانی به معنی پیاله است زیرا این قوم یعنی سکاها پیاله یی با خود داشتند و خیلی عجیب است که تا حدود پنجاه سال پیش در قوچان برخی از جوانان در قوچان به کمر خود کیسه ای چرمین یا بافته شده آویزان می کردند و به آن چنته می گفتند در این چنته جامی وجود داشت که برایآشامیدن استفاده می کردند چاقو و دستمال هم به آن چنته اضافه می شد و لفظ در چنته ات چه داری حاکی از این بود که چقدر فهم و شعور داری ؟ تیر داد اول اشک دوم پایتخت خود را از آساک به شهر هکاتم پلیس «صد دروازه» انتقال داد . (۱)
در نوشته های تاریخی نیز آمده است :
آساک نام شهری بود از دهستان یا کوهستان خراسان همانجا که پارت نامیده می شود و بانی آن اشک اول بوده است (۲) ایزید ور خاراکی معتقد است که قدیمی ترین پایتخت پارتها در محلی به نام استاکا یا ارسکا در منطقه قوچان کنونی بوده بعد از نام آساک و ارسکا از استو و استوا نام برده شده است .
بعضی بر این عقیده اند که محل اقامت خانواده اشکانی در آساک بود و این اسم از آنجا آمده و به اشاک و ارشک و اشک و اشکانیان تبدیل شده است .
داریوش در ک تیبه خود پارت رزا با زرنکا و هرات و سارگارتی که در کویر لوت واقع بود با گرگان ارتباط می دهد طول این ولایت از مغرب به مشرق ۴۸۰ کیلومتر و عرض آن ۲۰۰ کیلومتر و سطح پارت اصلی ۹۶۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت داشته است .
سه رشته کوه این ناحیه را در میان گرفته است . دامان کوه یا کوههای اکراد که دامنه اش به سمت کویر خوارزم کشیده می شود « در حقیقت سلسله جبال شمالی » دیگری آلاداغ و میرابی در وسط به اسم کوههای جغتای یا کوههای جوین در جنوب ادامه دارد .
● تاریخ ایران باستان دکتر مشکور
در جغرافیای عهد ساسانی از استوا نام برده شده و از اپرشهر یا ابر شهر نیشابور که حاکمین انخوزه ها لقب کنارنگ داشته اند در داستان ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی که شادروان دکتر محمد جعفر محجوب تصحیح کرده است نام کنارنگ آمده است . در جایی دیگر گفته می شود که : قوم پارت هیچگاه تحت متابعت سلوکیها قرار نگرفتند . این قوم به طور چادر نشین و آزادانه در مشرق ایران زندگی می کردند . آنان از قبیله پرنی PARNI که تیره ای قوم DAHA داهه بود به شمار می رفتند . داهه مجموعه ای قبیله سکایی بودند که قبلا ذکر آن رفت .
استرابون می نویسد که مردم داهه درآغاز در کنار دریایی آزف کنونی مسکن داشتند پس آنها از آنجا کوچیده به سوی خوارزم رفته مسکن گرفتند و سپس به فرمهای کنونی مهاجرت کردند . (صفحه ۲۳ ایران در عهد باستان )
پارتها سوارکارانی بودند که خوشبختی بزرگ آنان بنا نوشته مورخان قدیم مرگ در جنگ بود و مرگ طبیعی را مرگی شرم آور می شمردند اصطلاح پارت که در منابع غربی شناخته شده شاید مترادف پرتوه PATHAVA است که در کتیبه داریوش هو یاد شده و بعد به پهلو تبدیل شده بعضی از ایرانیان این کلمه را به معنی (جنگاور و سوار گرفته اند ) و این اسم چنین است که از طرف قوم خانه نشین به همه اقوام چادرنشین و سواره که پیوسته به مشرق ایران هجوم می بردند اطلاق می شده و سپس بر یکی از ایالات سر حدی ایران اطلاق گردیده است .
و بالاخره آنچه از تاریخ بر می آید : « اشک نخستین بار در شهر آساک و حدود قوچان فعلی ، پادشاهی خود را اعلام کرد » نیلسون دوبوار می نویسد اندراگوراس که از قبل انطیوکوس دوم بر پارتیا حکومت می کرد در این کشمش مقتول و ظاهرا ارساسیس در شهری به نام آساک که در نزدیکی قوچان در وادی اترک واقع بود تاج شاهی بر سر نهاد (۱و۲ – الفروفن گوتشمید تاریخ ایران و ممالک همجوار آن ترجمه کیکاوس جهانداری تهران ) ... هو فمان حدس زده است که آتش جاودانی شهر آساک در ایالت آستائوین که ارشک موسس سلسله اشکانی در حضور آن به تخت شاهی نشست با آتش آذر برزین مهر ددارد زیرا مکان این آتش در عهد ساسانیان نزدیک شهر آساک بوده است (ارتور کریستن سن – ایران در زمان ساسانیان ، ترجمه رشید یاسمی – تهران ص ۱۸۸)
در استاد کنونی که بنا به روایت مردم محل به واسطه داشتن کارهای دستی و هنر به وسیله خسرو پرویز نام استاد بر آنها نهاده شده۹ است و مقدسی در حسن التقاسیم به ذکر هنر دستی آنان نیز اشارت کرده محلی به نام آتشگاه وجود دارد که وجود خاکسترهای زیاد این موضوع را تایید می کند و باید تحقیق اساسی و همه جانبه به عمل آید .
زیرا امکان دارد همان محل آتشکده معروف باشد که قدمت زمان ، آثار آن را از بین برده است الفروفن گوتشمید آستاونه که شهر قوچان را نیز شامل است یکی از ساتراپهای هیجده گانه دوره اشکانی می داند و خبوشان فعلی را یکی از شهرهای آن بشمار می آورد .
در همین شهر بود که قبیله پرتی ارشاک را در سال ۲۴۹ ق.م به شاهی برگزیدند (پارتها یا پهلوانان قدیم ج/۱ تاریخ سیاسی تهران محمد جواد مشکور ۱۳۵۰ )
همانطور که ذکر شد استو یعنی آتشدان قریه یا محل مرکزی قراء اطراف که به لغت دیگر آن رادستگرد یا ده مرکزی گویند . استوناوند یعنی محل آتش یا اجاق پارسیان و عباتگاه و شعبه ی آتشگاه (حاشیه ویس و رامین ترجمه محمد جعفر محبوب )
▪ استوا : در تاریخ بیهقی نام استوا همراه با سرخس و نسا و با ورد و نیشابور آمده است (ص۶۰۳ تاریخ بیهقی )
نخستین جغرافی نویسان اسلامی آن را ناحیه قوچان « استونه قدیم » می خوانند (ویس و رامین چاپ هند به تصحیح محمد جند محجوب ) و در محلهای دیگر نام خوجان با استوا به طور مشترک ذکر می گردد . در وقایع ۴۲۶ هجری می نویسند امیر رضی از نسا بازگشت از راه با وردونسا سوی نیشابور کشید تا قصبه ستوا که خوجان گویند (تاریخ نیشابور الحاکم ابوعبداله )
▪ خبوشان : خبوشان شهر کوچکی از ناحیه نیشابور و آن قصبه که ده استو می باشد . (دائره العمارف اسلامیه )
در احسن التقاسیم فی معرفه لاقالیم مقدسی جغرافیدان مراکشی نیز استو و خبوشان آمده است که خبوشان را کوچک از استوذکر می کند و سپس نام قوچان می آید که بعد از آنها سومین مرکز حکومت را تشکیل می دهد .
در دائره المعارف اسلامیه که توحدی نیز به آن استناد کرده است گفته شد . که شهر قوچان در زمان امیر تیمور و ایلها و کوچها به وجود آمد و با درست کردن شهر کردها را در آنجا اسکان دادند و شهر کهنه درست شد . رشید الدین تلفظ این شهر را به مغولها نسبت می دهد و می گوید لغت قوچان مغولی است .
بار تولد مستشرق روسی می نویسد : قوچان در قرون وسطی به اسم خبوشان نامیده می شد . و در قرن دهم میلادی شهر قوچان مهمترین ناحیه بلاد استوا بود و استوا مطابق با استاسنه یا آستاسنه است .
▪ اسناد : توحدی معتقد است کلمه قوچان را اولین بار قائم مقام در گزارشات خود به فتحلیشاه آورده است و طبق سند خطی که در ص ۱۰۸ جلد سوم سرزمین و مردم قوچان آورده ام نام قوچان در ۱۲۱۱ قمری به نام قلعه قوچان ذکر گردیده است . در تاریخ آمده است که پارتها با اسبان تیزتک خود و حملات برق آسالرزه بر اندام دشمن می انداختند . از گوشه ای مانند گردباد ظاهر می شدند و همه چیز را هم می ریختند و به یک ناگهان از نظر ها ناپدید می گردیدند .
این اسبان تیز تک هم اکنون در حوزه ترکمن صحرا تربیت می شدند و از این حوزه رخت بربسته و جای خودرا به اتومبیلهای رنگارنگ داده اند . در مرحله بعدی که نام خوجان و خبوشان بعد از استوا آمده است مرکزیت حکومت حوزه را می توان کاملا اثبات کرد وجود آتشدان در باغهای خوجان و قدمت آن سنگ قبر پیره وش در گورستان قربی بی که هم نام فارسی دارد و هم موقعیت و وضع آنجا را نشان می داد که مربوط به پیش از اسلام است .
متاسفانه این آثار تاریخی در سالهای اخیر ربوده شده و در معرض غارت قرار گرفته است .
از طرفی چون شهر استوئن و یا به طورکلی خبوشان در چهار راه حوادث تاریخی قرار گرفته همواره مورد هجوم بوده است اثری تاریخی بر جای نمانده است و مورد تخریب و یا غارت قرار داشته . نعمتهای زیرزمینی ، چاهها ، خانه ها راهروها این موضوع را اثبات می کند که این مردم آنی خواب راحت نداشته اند بدین جهت جنگاوری و پهلوانی برای آنها امری لازم و ضرورتی بوده است .
نگارنده ها و نشانه ها : در این تهاجمات ، کوچها و جابجائیها استوا از موقعیت می افتد اما دیواره های کهنه قلعه ، گورستان ، خواجه ، آتشگاه ، این امر را که دال بر قدمت و موقعیت آنها بوده است و اوضاع ده نشان دهنده یک واقعیت تاریخی است .
▪ زبان : در این جابجایی ها انتقال میراث فرهنگی به خصوص تغییر زبان در لغات نیز مشاهده می شود . استوئن میراث دار زبان پارسی است و بر این میراث داری نیز پای فشرده است و زبان خود را محفوظ داشته .
در این تهاجم فرهنگی متاسفانه خبوشان زبان خود را از دست داده شهر در اختیار کردها قرار گرفته و زبان حکومت نیز کردی شده است ولی پس از چندی به فارسی گراییده و مردم اصلی خبوشان به ده صفدرخان کوچ داده شده اند و نام ده به نا صفدر خان نوه سام خان که در جنگ هرات نیز شرکت داشته نامگذاری شده است .
و باز می خوانیم که در یکی از این تهاجمات بی امان مورخ و یا مسافری که در زمان کوچها به قوچان مراجعه کرده است می نویسد : مردم قوچان کرد و ترک وعده کمی فارسی زبان و به دل نزدیکند . البته پس از گذشت زمان فرهنگ شهری در میزبانان اثر می کند و موقعیتهایی پیش می آید که حتی زبان مادری را نیز از دست می دهند و کوچهای پس از سال ۱۳۵۷ نشان دهنده این واقعیت تاریخی است که نسل سوم زبان مادری خود را از دست داده اند .
با تمام این تفاصیل و تغییر زبان مردم این حوزه با اتحاد و اتفاق توانسته اند جلوی هجوم سیل آسا و خانمان بر انداز اقوام مختلف را بگیرند و در این راه که حفظ ملیت و وطن می باشد چون سدی پای بر جای مانده اند .
ای بسا هند و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان همدلی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است
▪ و اما حکومتها : از آنان که بعد از اسلام در این حوزه حکمرانی کرده اند و تاریخ هم دارند این اسامی آمده است .
- از ۸۰۹ مغیث الدوله به فرمان میرزا شاهرخ گورکانی و آخرین آنها بوداق چکنی
- از ۹۹۸ شاهقلی سلطان (قارنجه استانلو ) جد ایلخانیهای زعفرانلو به فرمان شاه عباس
- ۱۱۴۸ محمد حسین خان پسر سام بیگ به فرمان نادرشاه
- ۱۲۳۴ رضا قلیخان ابن امیر گونه خان به فرمان فتحعلیشاه
- ۱۲۸۳ امیر حسینخان فرزند رضا قلیخان و برادر سام خان به فرمان ناصرالدین شاه وبعد هم آخرین آنها عبدالرضا خان و فرزندش که حکومتی نکرد و بدین ترتیب حکومت شجاع الدوله ها در این حوزه خاتمه پذیرفت شرح حال این حاکمین در کتابهای متعددی که درباره قوچان نوشته شده آمده است و نیازی به تکرار دوباره آن نیست و کسانی که مایلبه شرح حال تاریخی قوچان هستند می توانند به کتابهای حرکت تاریخی کرد نوشته کلیم الله توحدی در چند مجلد و جغرافیای تاریخی قوچان و اترکنامه نوشته رمضانعلی شاکری در دو مجلد و سرزمین و مردم قوچان نوشته نگارنده در پنج مجلد مراجعه فرمایند .
▪ گویشها : به شهر قدیم استو می رویم و گوش به گویشهای آنها می دهیم البته حالا استاد در روستائیست که خروش آب آسیاسنگ دیده نمی شود صدای گوشنواز آب تبدیل به موتور شده است و سنگ آسیا غریب از چرخش باز مانده و در زیر دست و پا افتاده است لباسها تغییر یافته و کارگاههای پارچه بافی تعطیل است و در هم آهنگی طبیعت و انسانی چشمه ها نیز خشکیده اند و آبهاجریان سابق را ندارند و حتی صدای بلبلان که روایتگر و قاصد بهار و زیباییها هستند تغییر یافته است .
اما آجر های کهنه قلعه به ما چشم دوخته اند و پای بر جا ایستاده در گورستان خاموش خواجه ها از تعداد سنگهای جالب و ساخت و ساز قدیمی با مضامین بکر خبری نیست فقط یکی یا دو تا گوشه چشمی به ما نشان می دهند بقیه یا در زیر زمین چون صاحبانشان پنهان شده اند و یا همچون بقیه اشیا قدیمی در معرض غارت قرار گرفته اند .
آتش مقدس در استوا خاموش شده اند و فقط خاکسترهای سرد او در دل کوهستانها باقی مانده است . خورده به خسرویه تغییر نام داده است و می توان که از طایفه مادان هستند در کنار آنان استوار به گویش برخی از لغات اصطلاحات این محلهای قدیمی و قوچان قدیم و جدید گوش فرا دهیم .
● وقایع :
در استو و خبوشان و قوچان وقایع و اتفاقات زیادی رخ نمود جنگ قدرت بین پادشان در این پهن دشت و دره خروشان زندگی که شیر نشین نام نهاده اند زیاد بود رویاروییها کشتارها ، شکست ها ، فرار ها و زمانی سوانح نیز بسراغ مردم می آید و یکباره زندگی هم را در هم می نوردیدو جمعیت زیادی را نابود می کرد . خشکسالی ها ، قحطی ها که در بسیاری اوقات و در پشت قرآنها می خوانیم که مبدا تاریخ تولد فرزندی قرار گرفته است اما آنچه در این وادی اسلام و چهارراه حوادث وجود داشته است حملات بی امان مغولان تاتارها و ازبکها و ترکمانان بوده است .
زمانی مردم با ایجاد سنگر در سر تیغ کوهها که نمونه های آن پای بر جاست و حاکی از دلاوریهای مردان و زنان باخته که موسیقی ما رقص های محلی ما ، ترانه های ما بر پایه همین غارتها ، چپاولها ، اسارتها قرار گرفته است ولی در برهه ای از زمان طاقت دلاوران طاق شد و به زیر زمین خزیده اند .
ایجاد تونلها، راهروها ، خانه های شیشه کاری شده در ارگها و بسیاری از قلعه های قدیمی از این امر حکایت دارد .
اسکلتهایی که در کنار هم دیده می شود و گرسنگی و بدبختی جان باخته اند بوته زارها و جنگلهای این سامان نیز حکایتهای فراق و دردمند آن زمان را بازگو می کردند که آنها را هم زدند و ریشه ها را از بیخ خشکاندند .
اگر هنر زنان و مردان استو از نظر کار دستی نمونه بود و حرکت اسبان تیز تک پارتی امان را می برید در برهه ای از زمان نیز خبوشان بر این عهد استوارو بعد هم قوچان در این همیاریها سه طایفه و گروه با هم هماهنگی داشتند .
پارسیهای اصیل این سامان که نگهبان زبان دری بودند و هستند. ترکهای محلی که از قدیم در کنار پارسها قرار داشتند و بعد هم ایلغارها و کوچها عده دیگری را به آنها اضافه کردند. تلفظ گفتاری و چگونگی رفتاری این وجه تمایز را به ما نشان می دهد و بالاخره حرکت تاریخی کردهابه این سامان که سنگردار مرز و بوم این مملکت بوده و هستند این مثلث را تکمیل کرد .
نویسنده: سیدرجب چمنی - شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧

:: قوچان

قوچان در 130 کیلومتری مشهد و 807 کیلومتری تهران قرار دارد. انگور و شیره انگور این منطقه مشهور است و سیب درختی منطقه اوغاز باجگیران نیز کم‌نظیر است. قوچان دارای دام و محصولات دامی فراوانی است و پنیر کردی قوچان که در داخل پوست (خیک) نگهداری می‌شود، بسیار مرغوب و خوشمزه است. از جاجیم که نوعی پارچه زبر و رنگی این منطقه است نوعی پالتو درست می‌کنند که به آن چوخه می‌گویند و هنگام کشتی چوخه از آن استفاده می‌شود.
 

:: تاریخچه قوچان
 

شهر قوچان را با شهر باستانی اشک یا ارسکه یکی دانسته‌اند. در حدود 250 سال پیش از میلاد در متون تاریخی به اسامی آساگ یا اساک و … نامیده می‌شده است. شاه عباس اول (1038-996) برای جلوگیری از تاخت و تاز ازبکان و ترکمن‌ها، کردهای ایل چمشگزک را که ایل زعفرانلو از آن جمله هستند به این منطقه کوچ داد. از وقایع مهم دیگر قوچان کشته شدن نادرشاه افشار در محلی به نام فتح آباد در سال 1160 هجری قمری است. از حوادث دیگر کشته شدن کلنل پسیان است که در ذهن معاصرین هنوز زنده است. قوچان بارها در اثر زلزله ویران شده و شهر جدید قوچان در 12 کیلومتری شهر کهنه پس از زلزله سال 1312 ایجاد شده است.
 

:: آثار باستانی و دیدنی‌های قوچان

قوچان دارای ییلاقاتی زیبا مانند قریه نوروزی، یوسف خان و کلاته گل است که در دره‌ای سرسبز و پرآب قرار گرفته است. قوچان دارای چند غار می‌باشد که معروف‌ترین آن غار باغچه و در جاده قوچان به درگز (در کناره دهکده آسیب) قرار دارد و درون غار دارای ده شعبه است، اما غار فاقد ستون‌های آهکی می‌باشد. در حد فاصل قوچان- مشهد نیز دو غر آبله و پرده رستم در نزدیک چناران وجود دارد. امام زاده روستای خسرویه، معماری صخره‌ای در روستای کلر، پارک شهر قوچان و موزه مردم شناسی از نقاط دیدنی این شهرستان‌اند.

:: مزار سلطان ابراهیم

این آرامگاه در شهر کهنه قوچان در 12 کیلومتری شهر جدید قوچان در جاده قوچان-فاروج قرار دارد. این امامزاده را برادر حضرت رضا می‌دانند.

نویسنده: سیدرجب چمنی - دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧

            جغرافیای تاریخی قوچان 


 قوچان (آساک) به عنوان پایتخت اشکانیان بوده و آنچنانکه از منابع و متون بر می آید نه تنها شهرهایی چون بجنورد و درگز روزگاری جزو قوچان بشمار میرفته و بعدها به مرور زمان با توسعه این شهرها یکی پس از دیگری از قوچان جدا شده اند که حتی شهرهای تاریخی و مهمی چون نیشابور و اسفراین نیز گاهی توسط حکمران قوچان اداره می شده است . سیاست بعضی از رژیمهای شاهنشاهی نیز آن بوده که قوچان را محدود و رشد نیافته نگه دارند و این عامل مهم دیگری است بر محدود شدن قوچان .

قوچان در قرون وسطی به اسم خبوشان نامیده می شده که در شمال طوس واقع است و تا اسفراین و داغیان حد آن است . قراء کثیره و کبیره محموره دارد و مراتع و مزارع بسیار دارد . (( تاریخ بیهقی ص 342 )) در دائره المعارف انگلیسی قوچان چنین تعریف شده است : این شهر یکی از قسمتهای پر جمعیت و حاصلخیز استان خراسان است و حدود آن از شمال به سرزمینهای نزدیک بحرخزر روسیه ، از مغرب به بجنورد ، از جنوب به اسفراین و از شرق به اردکان می رسد ، مساحتش سه هزار مایل مربع ، جمعیت آن حدود یکصد هزار نفر و دارای 40 برج ما بین هر برج 70 الی 100 ذراع فاصله است . (( ضیع الدوله ، مطلع الشمس ، زیرنویس اترکنامه ، رمضانعلی شاکری ))

 سوابق تاریخی قوچان: آنچه از تاریخ کهن ایران نمایان است منطقه فعلی قوچان است که توسط دلیران پارسی متمدن گردیده و به تشکیل امپراتوری (( یوئه چری )) می انجامد ، جزو یکی از دولتهای مقتدر آن زمان بوده که نام دو هزار سال قبل آن (( آساآک )) یا (( آرسکا )) بوده و در طی دورانهای تاریخی مقر تمدن (( خبوشان )) نامیده می شد که در حال حاضر از آن به نام (( قوچان قدیم )) یاد می شود . این منطقه نیمه کوهستانی با آب و هوای سرد و خشک که دارای زمستانهای طولانی و تابستانهای معتدل می باشد و وجود کوههای سر به فلک کشیده و تپه و وجود استعدادهای بالقوه کشاورزی ، معدنی ، صنایع دستی و ... این سرزمین را متمایز کرده است . بنابراین لازم است به ابعاد مختلف و ویژگیهای شهرستان قوچان نظری بیفکنیم تا جهت شتاساندن این منطقه حداقل گام لازم را برداشته باشیم .
 جمعیت و تقسیمات اداری کشوری ( قوچان ) شهر مرکزی قوچان در 10 کیلومتری قوچان قدیم ( شهر عتیق ) واقع شده و فاصله آن تا مشهد حدود 130 کیلومتر و تا باجگیران ( مرز ایران و ترکمنستان ) 84 کیلومتر است و تا مرز کشور ترکمنستان ( عشق آباد ) 118 کیلومتر می باشد و دارای سه بخش مهم : بخش مرکزی - بخش قاروج - بخش باجگیران است .
جمعیت شهر 75424 نفر و روستا 178944 نفر ، بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 1375 می باشد . در حال حاضر جمعیت کل شهرستان قوچان 236664 نفر ، جمعیت شهری 96403 نفر و جمعیت روستایی 140261 نفر می باشد . وسعت قوچان حدودا 5234 کیلومترمربع می باشد .
نژاد ، تیره و زبان مردم قوچان :نژاد مردم قوچان مرتبط به همان آریائیها می باشد که قبل از اسلام به این منطقه مهاجرت کرده بودند و در ابتدا به زبان فارسی و سپس فارسی دری صحبت می کردند ، البته بعدا این اقوام در اثر حوادث تاریخی و حملات ترکها و مغولان از آن اصالت اولیه به در آمده و نتیجتا زبان مردم نیز متنوع گردید . مهاجرت اکراد در اوایل قرن یازدهم هجری عامل دیگری در تنوع زبان و تیره بوده ، قابل ذکر است که مردم قوچان اصالت و بویژه زبان خود را حفظ کرده اند بعنوان مثال مرکز شهر و شهر عتیق ( شهر کهنه ) و روستاهای سه گنبد و داغیان و گزل آباد ، مایوان و استاد و ... هم اکنون به زبان فارسی تکلم می کنند که خود بیانگر قدر زبان فارسی در این منطقه است . گذشته از آن ترکهای مهاجر به این منطقه نیز زبان و نژاد خاص خود را دارند و از همه مهمتر وحدت این اقوام و یکپارچگی آنها در ایجاد فضایی امن و سالم در کنار تنوع زبان و نژاد و فرهنگ است و به قول رئیس جمهور محبوب : (( قوچان کلکسیون و تابلو زیبا از تنوع و تکثر فرهنگها در عین وحدت و یکپارچگی مدیون همان اصل اسلامیت و ایرانی بودن است که همه قومیتها و تنوع زبانها و نژادها را بهم پیوند داده است . ))
قابلیتها و استعدادهای کشاورزی و جغرافیایی قوچان: شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات و دره های متعدد و چشمه های فراوان از پوشش گیاهی متنوعی برخوردار است و در هر حوضه گیاهان خاصی وجود دارد ، شقایق و لاله وحشی از گلهای فراوان کوهستانها و جلکه های قوچان است . گیاهانی با نامهای محلی مانند : چریش ، زیانی گزی و کنگر محلی در کوهستانهای قوچان فراوان و مورد استفاده است . در کوههای شمالی قوچان خصوصا در منطقه حفاظت شده ، قوچ ، میش و بز کوهی یافت می شود.
 شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات کوههای هزار مسجد ، آلاداغ ، شاه جهان در تابستان معتدل و در زمستان بسیار سرد است . دره های کوههای این ناحیه پوشیده از نباتات مختلف بوده و برای دامداران محلی مطلوب است .
 موقعیت کشاورزی قوچان بسیار مشهور بوده بطوریکه قوچان را خمیرخانه یا انبار گندم خراسان لقب داده بودند . در قوچان غلات بطور عمده گندم ، جو ، ذرت ، عدس و گیاهانی از قبیل منداب ، کنجد و گرچک بخوبی بعمل می آید . قوچان دارای تاکستانهای بسیار است و باغاتی از غبیل زردآلو ،گوجه، شفتالو ، سیب و به در جای جای این شهر به وفور به چشم می خورد . در این حوزه به منظور حفاظت باغات از سرمای زمستان معمولا تاکها را در پایان پاییز به زیر خاک می خوابانند و در اوایل بهار بمحض جوانه زدن از خاک خارج می نمایند و همانگونه که در نشریه عمرانی منطقه خراسان آمده است قوچان از نظر کشاورزی و حاصلخیزی و همچنین از لحاظ محصول غله در بین شهرهای شمال خراسان از همه معروفتر می باشد . وسعت کل زمینهای قابل کشت 266785 هکتار و وسعت کشت آبیش 157558 هکتار است . سطح کل مراتع 256615 جمعیت شاغل در بخش کشاورزی به کل جمعیت 41/5 درصد و نسبت سطح زیر کشت به مساحت کاربری اراضی 25 درصد دارای 45 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق ، 140 رشته قنات دایر و 116 چشمه سار و 23 رود فصلی و دائمی است . 95 درصد خاک از نوع شیرین و 5 درصد خاک شور است . پوشش طبیعی این ناحیه حدود 280/000 هکتار است که شامل 20 درصد مرتع و 3 درصد جنگل و درختهای ارس و 62 درصد زمینهای زراعتی است گندمهایی که در منطقه قوچان بعمل می آید عبارتند از انواع ارقام فرانسوی - الموت - بزستایا - کرج یک - روشن - سبلان - سرداری که بیشتر در مناطق کوهپایه کشت می شود . در قوچان غلات به صورت آبی و دیم کشت می شود و محصول آن از لحاظ کمیت و کیفیت قابل توجه است . شهرستان با تنوع کشت زراعی 29 نوع و تنوع باغات 17 نوع ، رتبه اول و دوم در کشت علوفه غلات ، سیب زمینی ، حبوبات و انگور و گردو را در استان داراست و در جمع تولید ردیف هفتم از شهرستانهای استان را دارد .


 موقعیت جغرافیایی قوچان: قوچان یکی از شهرهای مرتفع شمال شرقی خراسان است،طول شرقی این شهر 58 درجه و30دقیقه عرض شمالی آن 37درجه و7دقیقه است.این شهر را ارتفاعات اصلی البرز که تاکنون هزار مسجدامتداد یافته وبارشته کوه دیگری تا شمال تبادکان ادامه دارد ،محصور کرده است. کوههای معروف قوچان کوههای معروف قوچان عبارتنداز: آق کمر، سنجربیگ ، آسلمه ، علی بلاغ درشمال وهمچنین کوههای شاهداغی ، امام داغ‌. کوههای قوچان عموماً محل یلاق دامداران است ، در این کوهها (( گون )) که ازساقه کتیرا استخراج می شود به حد وفوریافت می شود ویکی از منابع درآمد مردم و روانه شدن محققان گیاهان دارویی به کوههای مذکور می باشد.

به دلیل وجود ارتفاعات هزارمسجد، آلاداغ وشاه جهان به سبب ریزش متوالی برف وباران ، منطقه قوچان دارای چشمه سارهای فراوان ورودخانه های محلی است ، مهمترین رودخانه قوچان رود اترک است که ازشرق قوچان یعنی ازحوزه آبریزلایه رویان ، یدک والهیان سرچشمه گرفته وپس از تلاقی به آبهای دروخانه یادگار، عمارت وبادخوردرنزدیکی قوچان دربستریتنگ جریان گرفته وپس ازگذشتن ازفاروج وشیروان ومشروب ساختن قسمت عمده ای از آبادیهای خود به سمت شمال بجنوردجاری می گردد وپس از مخلوط شدن با رودخانه های محلی وارد منطقه گرگان شده ومرزایران وترکمنستان را بعنوان مرزطبیعی تشکیل می دهد .این رودخانه در((چات)) به رودخانه دیگری موسوم به سومبارمی پیوندد وبا شیبی ملایم به دریای خزرمی ریزد.طول این رودخانه 500 کیلومتروعرض متوسط آن 20 متر می باشد درتابستان اغلب کم آب و دربیشترقسمتها خشک می باشد. 

رودخانه های قوچان :رودخانه هایی که از قوچان سرچشمه گرفته وبه شهرهای دیگر جاری می شوند وبا مصرف دیگر کشاورزی می رسند عبارتنداز: 1- اترک ، فرق ، رشوانلو 2- رود استاد وخسرویه ، داغیانی ، چری ، قره شاهوردی ورودخانه شارک ودوربادام که واردخاک ترکمنستان می شود.وجود همین رودخانه ها وکم آبی وخشکسالی روزافزون موجب می شود که درامر احداث سدهای خاکی وسدهای دیگر همت شود تا آب این سرمایة حیاتی منطقه ، ازدست کشاورزان محروم خارج نشود وبه مصرف بهینه منطقه برسد.
نقاط ییلاقی قوچان: قوچان باداشتن هوای معتدل وباغهای فراوان ازجمله شهرهای ییلاقی خراسان محسوب میشود. ازاختصاصات این شهر نداشتن بیماریهای بومی است که این خود ناشی ازمعتدل بودن آب وهوای این منطقه است. ییلاقات معروف قوچان درخارج از حوزه شهری عبارت است از: خسرویه ـ قره شاهوردی ـ یوسفخان و … دره شارک ـ دره دوربادام ـ دره شمخال و… پوشش دره ودامنه ها سراسردره های این منطقه پوشیده از گیاهان مختلف می باشد که برای دامداران محل مطلوبی است ، گیاهان دارویی این منطقه نیزعبارتند از : کتیرا ، درمنه ترکی ، شه تره ، ترنجبین که عرقیات گیاهی قوچان بهمین دلیل معروف ودارای خواص گوناگون است .
 خاک: نوع خاک این منطقه زراعی است وازجنس رسی شنی ـ شنی رسی ـ هوموسی ودربعضی نقاط سیاه می باشد. خاک نواحی کوهستانی شمال سیاه وازلحاظ کشاورزی بسیارمناسب است . گیاهان روغنی قوچان محصول نباتی روغنی قوچان درحال حاضر لوبیای به نام سویا، آفتابگردان ، گلرنگ وگلزاراست . 


صادرات قوچان هم اکنون مهمترین صادرات قوچان کشمش ، برگه زردآلو، شره انگورمی باشد که همه ساله دربسته های استاندارد شده به کشورهای خارجی صادر می گردد.


دامپروری قوچان: گله داری ودامپروری ازفعالیتهای مهم تولید مردم قوچان مخصوصاً ایل زعفرانلو وطوایف آن است. کیفیت بالای لبنیات قوچان ( شیر ، ماست خشک و انواع ماست ، کشک ، دوغ ، کره ، پنیر، روغن زرد یا حیوانی و… ) حاصل توجه کشاورزان ودامداران این منطقه ومرهون مراتع سرسبز، گیاهان معطروخوشبوی کوهساران است که به مصرف تغذیه گوسفندان ودامهای منطقه می رسد وبدین لحاظ لبنیات قوچان بسیارمعروف است . پرورش گوسفند کردی که مخلوطی از نژادهای کردی وگرگانی وبلوچی است درنواحی سرد سیرشمال خراسان بخصوص قوچان رایج است . گوسفند کردی نژادی گوشتی است وازنظر پروارکردن اهمیت دارد واین مهم ازلبنیات گرفته تا فرآورده های دیگر دامی منطقه محتاج توجه بیشتر وسرمایه گذاری صنعتی دراین منطقه است .


 صنایع دستی قوچان :ازنظر صنایع دستی درشهرقوچان صنعت پوستین دوزی ، نمد مالی وسفالگری رونق خاصی دارد ، گلیم بافی وچارقدوزی ( نوعی کفش ) ، ساغری ، گیوه و… هنوزمعمول ومتداول است وحیف وصد حیف که اگر بی توجهی ادامه یابد رو به اضمحلال می رود. زنان روستایی این شهر اغلب قالی وقالیچه کردی که به اصطلاح محلی (( خرسک )) می گویند بطوریکه اخیراً تولید وفروش استاندارد با کیفیت مطلوب به منظورصادرات توسط کمیته صنایع جهاد کشاورزی وهمچنین توجهات ویژه کمیته امداد امام ((ره)) به بافندگان محروم رونق خاصی پیدا کرده وازنظر رده بندی درسطح استان جزوبالاترین نوع بافت ودرسطح کشورنیزشاخص می باشد. 
برگرفته ازسایت دانشگاه آزادقوچان

۲۵/۰۱/۸۷

 
 
4سند تاریخی،نامه شهردار قوچان به دکترمصدق،اطلاعیه شهرداری در سال42وم‍‍‍ژده لوله
نویسنده: سیدرجب چمنی - دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢ 

4سند تاریخی،نامه شهردار قوچان به دکترمصدق،اطلاعیه شهرداری در سال42وم‍‍‍ژده لوله کشی آب و منع شستن ظرف و لباس با آن...

 

نویسنده: سیدرجب چمنی - شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢

 

 

حکومت35 ساله ( از سال 1237 تا 1272 شمسی ) میررشیدخان به مرکزیت قوچان موجب شده بود که قزاقها و ترکمانان از دست‌اندازی به حوزه خراسان صرفنظر کنند و آرامش در منطقه شمال خراسان حکم‌فرما باشد. بر اثر قراردادهای ننگینی که در حکومت قاجاریه بسته شد، شهرهای زیادی از پیکره منطقه شمال شرق ایران جدا و به روسیه واگذار گردید.

قرارداد آخال نیز از همان ننگین‌نامه‌ها بود که ناصرالدین شاه به مردم ایران تحمیل کرد. شهرهای کُردنشین فیروزه و باقر را که هم‌ اکنون نیز در ترکمنستان درخشش خاصی دارند، در کنار قرارداد آخال، می‌بایستی به روسیه تحویل می شدند. چندین بار از طرف حکومت مرکزی ایران به حکومت محلی میر رشیدخان شجاع‌الدوله دستور حرکت به سوی ترکمنستان و تحویل فیروزه داده شده بود. اما رشیدخان هر بار به بهانه‌های مختلف زیر این بار نرفته بود و نمی خواست که قسمتی از سرزمین و مسکن کُردهای شمال خراسان را تجزیه و به بیگانگان بسپارد.

اما بالاخره ناصرالدین‌شاه فرستاده مخصوص خود (محمد صادق خان امین نظام) را از مرکز اعزام داشت و مؤکداً به میر رشیدخان شجاع‌الدوله دستور داد که فیروزه را تحویل دهند. چون شهر فیروزه در حوزه حکومت محلی رشیدخان شجاع‌الدودله قرار داشت این بار ایشان به ناچار و با چشمانی اشک آلود عازم محل گردید، و به نزدیکان خود گفت که دعا کنید این مأموریت ننگین به انجام نرسد، چون واگذاری قسمتی از سرزمینم با دست خودم به دیگران واقعأ یک ننگ تاریخی و بسیار دردناک است.

بهرحال کاروان رشیدخان از شهر قوچان به سوی فاروج راه می‌افتد. تا آنجا را با کالسکه رفتند و بعد از فاروج، میر رشیدخان هوس اسب‌سواری می‌کند و از کالسکه پایین می‌شود و به اسب سیاهرنگی، که چندی پیش از دربار حکومت مرکزی برایش فرستاده بودند، سوار می‌شود. چون امیر رشیدخان با وجود کهولت سن اسب سوار ماهری بوده است، دیگران هم به تبعیت او از کالسکه‌ها پیاده می‌شوند و با اسب بسوی شهر فیروزه حرکت می‌کنند. هنوز مسافتی کوتاه از فاروج دور نشده بودند (نزدیک به روستای برزل آباد) که اسب امیر حسین‌خان و فرستاده شاه که در یک ردیف حرکت می‌کردند، با هم گلاویز می‌شوند. اسب امیر رو به پشت برمی‌گردد و امیر پایش در رکاب گیر می کند و در زیر اسب می‌ماند. با اینکه دکتر از روسیه می‌آورند و دکتر مخصوص خود او هم حضور داشته، معالجات مؤثر واقع نمی‌شوند و روز دیگر در سن حدودأ هشتاد سالگی به دیار باقی می‌شتابد (یعنی در روز دوم سفرش وفات یافت؛ امروز دو روزه للــو، فردا سه روزه لو ... رشــید نیومد للــو، دلــم مـــی سوزه لو، ...). همراهان و مردم که مطلع شده بودند، بسیار ناراحت و غمگین می‌شوند و جنازه را با روپوش سیاه در کالسکه‌ای قرار می‌دهند و این بار همان اسب سیاه حامل جنازه می‌گردد.

بعد از این سردار عیوض خان جلالی در ناحیه نوار مرزی شهر فیروزه بر علیه حکومت مرکزی و این قرارداد ننگین قیام کرد.

فوت امیرحسین‌خان شجاع‌الدوله (میر رشیدخان) در روز یکشنبه 30 مهرماه 1272 شمسی می باشد، و جنازه ایشان طی تشریفات خاصی به مشهد منتقل و در بارگاه امام رضا(ع) در مقبره خانوادگی زعفرانلو در کنار برادر و نیاکانش دفن می شود.

در روز جمعه  26  آبان  1272 شمسی ( 17  نوامبر 1893 میلادی ) نیز زلزله قوچان به وقوع می‌پیوندد، همه شهر زیر و زبر می شود و عده زیادی در زیر آوار می‌مانند و از بین می‌روند. فاصله فوت میر رشیدخان تا وقوع زلزله فقط 27 روز بوده است. بدین ترتیب دو حادثه نزدیک به هم سوگواری و مرثیه‌هایی مرتبط را بوجود آورده است.

کُرمانج های خراسان (بالاخص با همکاری اسمر خانم همسر میر رشیدخان)، شعر « وای وای رشیدخان» را برای مرگ میر رشیدخان درست کردند و در مراسم سوگواری و تدفین ایشان اجرا کردند، در زلزله قوچان که ضایعه ای بسیار دردناک و پر سوز بود مردم آن را در سوگ عزیزان از دست رفته خویش نیز اجرا کردند، تا از این طریق هم غم و درد خود را تسکین دهند و هم روح رفتگان خود را متعالی کنند.

 رشیدخان لقبی بود که مردم کُرمانج به میر حسین خان داده بودند . در واقع تمامی شعر و موسیقی اولیه " وای وای رشیدخان " به زبان کُرمانجی و نشان‌دهنده حالات تألم و تأثر مردم محل از فوت امیرحسین خان و بعد هم حادثه زلزله ناگوار قوچان بوده است، اگرچه امروزه اجرای آن به مرور زمان در ردیف‌ موسیقی شاد قرار گرفته است!!

همانطور که بیان شد شعر " وای وای رشیدخان " برای اولین بار برای مراسم سوگواری و مرثیه خوانی شجاع‌الدوله  درست شد و به زبان کُردی بود و سپس در حادثهء زلزله قوچان نیز اجرا شد، بعدأ هموطنان عزیز فارس مرکزنشین بواسطه هژمونی زبان فارسی آن را به فارسی در آوردند، و آهنگ را از حالت و مایه اصلی خود خارج کردند. البته کُردها در محل کم و بیش کُرمانجی آن را می خواندند، کما اینکه حتی در مراسم سوگواری سردار سید رشید (که اتفاقأ تشابه اسمی با رشیدخان شجاع الدوله نیز داشت) در سال 1332 شمسی آن را هم به فارسی و هم به کُرمانجی اجرا کردند.

( سید رشید نیز یکی از سرداران قهرمان کُرمانج بود که در سال 1320 شمسی که با رفتن رضا شاه فضایی برای فعالیت آزادیخواهان پدید آمده بود که برای حقوق کُرمانج ها به دادخواهی برعلیه حکومت مرکزی قیام کرد و در این راه جان خویش را نیز فدای مردم خود نمود). 

امیدوارم که بخشی‌های عزیز و دیگر هنرمندان گرانقدر کُرمانج شمال خراسان بتوانند این یادگار تاریخی مراسم سوگواری کُرمانج های خراسان را به زبان کُرمانجی و با پوشش محلی کُرمانجی اجرا کنند و آن را به اصل و مایه تاریخی خود برگردانند. در حماسه‌های ملی غرورآمیز کُرمانجی و همچنین در مراسم سوگواری عزیزان خویش اجرا کنند و بدینسان هم فرهنگ غنی کُردی را مزین و تداوم دهند، و هم به رفتگان خود ارج نهند، و روح آنان را با این آهنگ تاریخی سوزش و سازش در هجران، شادمان و متعالی کنند.

امروز دو روزه للو فردا سه روزه لو

رشید نیومد للو دلم می‌سوزه لو

وای وای رشیدخان سردار کل قوچان

رفتی نگفتی للو یک یاری دارم لو

در شهر غربت للو دلداری دارم لو

وای وای رشیدخان سردار کل قوچان

رشید نیومد للو دلم می‌سوزه لو

وای وای رشیدخان سردار کل قوچان

اسب شاه بی‌صاحب ماند و ما داغدار شدیم وای

دشمن را شاد و ما را خوار و زار کرد وای

قوچان را بی‌صاحب ما را خاکسار کرد وای

وای وای با تو هستم رشیدخان سردار کل قوچان

امروز دو روزه للو فردا سه روزه لو

قوچان خرابه للو مشهد آباده لو

های های با تو هستم رشیدخان سردار کل قوچان