قوچان شهر تاریخ کهن ایران

فرهنگی -آخرین اخبارقوچان-رجال ومشاهیر -جذابترین ها درباره قوچان

گفتگو بااستادعلامه عزیزالله عطاردی قوچانی

 

استاد علامه آيت الله عزيز الله عطاردي (1307- قوچان) يکي از محققان برجسته شيعي است كه آثارش از ويژگي‌هاي منحصر به فردي برخوردار است. استاد تمامي فعاليت‌هاي گهربار و پر اثرش را به تنهايي و بدون مساعدت ديگران به انجام رسانده و ازاو به عنوان انساني سخت‌کوش درعرصه دانش نام برده مي‌شود. خبرگزاري «شهر» با ايشان درباره فعاليت‌ها و نگارش آثار ارزشمندشان گفت‌وگويي تفصيلي انجام داده كه اين گفت‌وگو از امروز در چند بخش تقديم مخاطبان خواهد شد. 

استاد علامه آیت الله عزیز الله عطاردی در بخشی از زندگینامه خود که در مجلدی با عنوان «روایت عشق» توسط انتشارات عطارد نیز منتشر شده،آورده است: براساس شناسنامه من روز پنجم آذرماه سال 1307 در قلعه آقابگلر متولد شده‌ام، پدرم محمد عطاری از عشیره حمزکی و مادرم بانو شیرین از عشیره بادلی بودند و هر دو به زبان کرمانجی سخن می‌گفتند. از کودکی و خردسالی عشق به کتاب خواندن و مطالعه داشتم و همواره با کتاب مانوس بودم، در آن ایام که مقارن با سال 1312 شمسی بودم من کودکی چهار ساله بودم و در مکتب خانه‌های سنتی نزد معلم روحانی دهکده درس می خواندم. پدر و مادر و خویشاوندان و اهل آبادی و معلم مرا با این خصوصیات می‌شناختند، مرا در کودکی که چهار سال داشتم در مکتب گذاشتند و تا سنین دوازده سالگی در مکتب نزد معلمان به تحصیل مشغول بودم، صبح و عصر به مکتب می‌رفتم و نزدم علم درس می‌خواندم. شب هنگام در منزل هم پیوسته کتاب می‌خواندم و تمام اوقات مرا مطالعه و خواندن کتاب فراگرفته بود، درست به خاطر دارم مادرم که خداوند او را رحمت کند و با حضرت زهرای اطهر سلام‌ا... علیها محشور گرداند مکرر می‌آمد و کتاب را از من می‌گرفت. مادرم در هفتاد سال پیش گفت: تو با این عشق و علاقه‌ای که به کتاب داری «آخر دیوانه می‌شوی» آری؛من از روزی که به مکتب رفتم و با کتاب آشنا شدم مطالعه را رها نکردم و روز به روز این عشق و علاقه افزوده گشت. من همه کتاب‌هایی را که پدرم برای من خریدار کرده بود،خواندم و بعد به شهرستان قوچان آمدم و در مدرسه علمیه این شهر در زمره طلاب علوم در آمدم. در قوچان کتاب‌های بیشتری را دیدم و هم چنان به مطالعه مشغول شدم. بعد از مدتی از قوچان به مشهد مقدس رضوی رهسپار شدم و در حوزه علمیه این شهر به تحصیلات خود ادامه داد، در مشهد رضوی با کتابخانه آستان قدس رضوی ارتباط برقرار کردم و کتاب‌های متعددی را در موضوعات گوناگون برای مطالعه انتخاب نمودم. بعد از چهار سال اقامت در مشهد مقدس به تهران مهاجرت کردم و در این شهر مقیم شدم، در کتابخانه‌های تهران هم به مطالعات خود ادامه دادم و تحقیق و مطالعه را رها نکردم. بعد از آن وارد کارهای تالیف، تصنیف و تحقیق متون علمی و تجربه شدم و به شهرستان‌های گوناگونی که در آنها کتابخانه‌های معتبر وجود داشت مسافرت کردم و بعد به کشورهای خارج رهسپار شدم و دنبال مطالعات خود را گرفتم. من اکنون هفتاد سال است کتاب می‌خوانم و تحقیق می‌کنم، ده‌ها هزار کتاب از مخطوط و مطبوع را مورد مطالعه و بررسی قرار داده‌ام که در این کتاب‌ به آن کتابخانه‌ها در ایران و سایر کشورها اشاره می‌کنم. دعوت به کارهای فرهنگی مادرم در سال 1331 برای من اینگونه دعا کردند، و گفتند همگان به شما نیازمند گردند و از تو کمک بخواهند، چند ماه از این جریان گذشت من به تهران مهاجرت کردم و به کارهای علمی و فرهنگی مشغول شدم و در رشته کتاب‌شناسی، تاریخ، حدیث، رجال، جغرافیا، فرهنگ و ادب معلوماتی به دست آوردم و به شهرها و کشورها مسافرت کردم. موسسات و مجامع فرهنگی دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها، رجال علم و ادب، علما و مجتهدان عالی مقام در قم، مولفان و نویسندگان و مراکز علمی در کشورهای اسلامی و غیراسلامی ما را دعوت به همکاری کردند، به هر کتابخانه و موسسه‌ای که قدم می‌نهادم مدیران و محققان و فهرست نویسان پیرامون من جمع می‌شدند و درباره نسخ خطی با من گفتگو می‌کردند. مولفان و محققانی که روی نسخه‌ها کار می‌کنند و یا کارهای تحقیقاتی دارند همواره از من در موضوع کتاب های خطی و کتابخانه‌های داخل و خارج سوال می‌کنند و این ارتباط همچنان ادامه دارد، از سال 1340 تاکنون این روش ادامه دارد. من در طول فعالیت‌های خود میکرو فیلم‌هایی از کتب نادر خطی تهیه کرده‌ام، تعددی از این نسخه‌ها تصحیح و تحقیق شده و به چاپ رسیده‌اند، تعدادی از مولفان و محققان از این نسخه‌ها استفاده کرده و می‌کنند، اینها خود دلیل است که دعای مادر در این موضوع اثر گذاشته و یک مادر روستا نشین این چنین آینده فرزندش را می‌نگریست. 
*فعاليت‌پژوهشي‌تان را از چه دوره‌اي آغاز كرديد؟ من كار را از سال 1334 شروع كردم،اولين كارم مشاركت در تصحيح فروع كافي (تاليف محمدبن‌يعقوب كليني)بود.اين كتاب در 5 جلد به چاپ رسيد و بعد از آن تعداد ديگري از كتب حديث را تصحيح و مقابله با نسخ قديم نمودم و از اين طريق وارد كارهاي علمي-ادبي و فرهنگي و با منابع آشنا شدم. تا سال 1340 به همين كارها يعني تصحيح متون به زبان عربي و فارسي اشتغال داشتم. *يعني همزمان كار تحقيق و پژوهش هم شروع كرده بوديد؟ در همين دوران بود كه ضمن مطالعات و تحقيقات خود، متوجه شدم حضرت عبدالعظيم حسني (ع) كه مزار مقدس‌ ايشان در شهر ري مشهور است، اخبار و احاديث زيادي دارد كه در متون و كتب بسيار از آن بزرگوار نقل شده است. در صدد برآمدم روايات آن حضرت را جمع‌آوري نمايم. *به نظر مي‌رسد نتيجه همين تحقيقات منجر به چاپ نخستين كتاب‌تان مي‌شود.... بله،تمام كتب حديث و روايات را مورد تحقيق و تفحص قرار دادم. اين كتاب به صورت يك مجموعه منتشر شد و پس از تصحيح و تنظيم در يك مجلد به نام «زندگاني حضرت عبد‌العظيم» منتشر گرديد كه شامل روايات،استادان و مشايخ آن حضرت و همچنين راويان آن بزرگوار و تحقيقي پيرامون مزار حضرت عبدالعظيم بر بناي روضه مطهر آن حضرت مي‌شد. اين نخستين كتاب تاليفي اينجانب است و بسيار مورد توجه و عنايت علما و اهل فضل و ادب قرار گرفت و تاكنون چندين بار تجديد چاپ شده است. *تحقيق درباره فرهنگ و معارف منطقه خراسان را از چه دوره‌اي آغاز گرديد؟ دومين كاري كه در فعاليت‌هاي تحقيقاتي‌ام به صورت جدي آغاز كردم و هنوز هم ادامه دارد، تحقيق درباره فرهنگ و معارف منطقه خراسان است. در ضمن مطالعاتم، متوجه شدم منطقه خراسان از نظر علمي ادبي، فرهنگي، تاريخي، سياسي، شعر و ادب و هنر بسيار ممتاز و در سطح عالي قرار دارد. دانشمندان و شخصيت‌هاي مشهور ايران و عالم اسلام از اين منطقه برخاسته‌اند. *اين فعاليت از چه سالي آغاز شد؟ در سال 1340 انديشه تاليف كتاب خراسان براي من پيدا شد. همانند نوري در دل من درخشيد و مرا به اين كار تشويق و راهنمايي نمود. خراسان منطقه‌اي بسيار بزرگ و وسيع است. كه از شهرها و ولايات آن منطقه علما دانشمندان زيادي برخاسته‌اند. روزي كه به اين كار شروع كردم مي داستم اين كار بسيار وسيع و فراگير است و بايد در اين باره تصميم‌هاي جدي بگيرم و كار را دنبال نمايم. *چگونه اين منطقه وسيع را تقسيم بندي نموديد؟ اولين كاري كه كردم حدود خراسان را از كتب جغرافيايي قديم استخراج كردم.بعد از آنكه محدوده خراسان به دست آمد،شهرها،آبادي‌ها و ولايات خراسان را كه در اين محدوده قرار دارند، همه را از كتاب‌هاي جغرافيايي، تاريخي،ادبي و فرهنگي استخراج كردم. و من در مرحله سوم، دانشمندان و شخصيت‌هاي تاريخي، علمي، فرهنگي برآمده از اين شهرها و ولايات را استخراج كردم و در دفتري آنها را يادداشت كردم. *اين پروسه چندسال به طول انجاميد؟ مدت 30 سال روي اين كتاب كار كردم. بيشتر وقت من روي اين كتاب گذاشته شد نخستين كاري كه انجام دادم به ماخذها و موارد چاپ شده از عربي و فارسي مراجعه كردم و مطالب مورد نظر را از اين كتاب‌ها بيرون كشيدم. بعد متوجه شدم كه در كتاب‌هاي خطي، در تذكره‌هاي رجال علم و ادب و در كتب تاريخ، شخصيت‌هاي دانشمنداني هستند كه نامي از آنان در كتاب‌هاي چاپي نيست. از اين رو تصميم گرفتم، به كتاب‌هاي خطي هم مراجعه نمايم. *كتاب‌هاي خطي را در كدام كتابخانه‌ها مورد تحقيق قرار داديد؟ در تهران به كتابخانه‌هاي عمومي، مانند كتابخانه مجلس شوراي ملي سابق، كتابخانه مدرسه سپهسالار،كتابخانه ملي ملك، كتابخانه ملي ايران و كتابخانه مركزي دانشگاه تهران، كه آن ايام از كتابخانه‌هاي معروف بودند و حال نيز هستند، مراجعه كردم و كتاب‌هاي خطي مورد نظر را تحقيق و بررسي كردم و همچنين به تعدادي از كتابخانه‌هاي شخصي كه در منازل علما، دانشمندان و فرهنگيان و دانشگاهيان بود، مراجعه كردم و با رجال علم و ادب فرهنگ و فضيلت ارتباط برقرار كردم و با رجال علم و ادب فرهنگ و فضيلت ارتباط برقرار كردم و از آنها استفاده نمودم. *به كتابخانه شهرستان‌ها نيز رفتيد؟ بله،بعد از آن متوجه شدم در شهرستان‌ها هم كتابخانه‌هاي خطي هست.از اين رو، شهرستان قم و حوزه علميه رفتم و از كتابخانه‌هاي آنجا نيز استفاده كردم، مخصوصا" از عالم جليل القدر حضرت سيد شهاب‌الدين مرعشي(رضوان ا...) استفاده كردم و هميشه مورد توجه و عنايت آن بزرگوار بودم، بعد از آن به اصفهان، يزد، اهواز، همدان، تبريز رفتم و از كتابخانه‌ها استفاده كردم
*با توجه به اين‌که خودتان اهل خراسان هستيد منابع اين منطقه را چگونه جمع‌آوري کرديد؟ از آنجا كه خود اهل خراسان هستم و در حوزه علميه مشهد مقدس تحصيل كرده‌ام، از آغاز جواني با كتابخانه آستان قدس رضوي ارتباط داشتم و سال‌ها در آنجا مطالعه و تحقيق نمودم، در ضمن مطالعات خود متوجه شدم در قرون گذشته، تعدادي كتاب‌هاي تاريخي درباره شهرهاي خراسان نوشته شده که اين كتاب‌ها از قرن دوم هجري تا قرن هشتم تاليف شده‌اند و علما و دانشمندان در آثار خود از اين كتابها استفاده كرده‌اند. اين كتابها را از مصادر و منابع استخراج كردم كه در حدود 60 كتاب هستند و توسط دانشمندان و عالمان خراساني درباره شهرهاي خراسان نوشته شده و اكنون اثري از آنان نيست. حوداث و روزگار اين كتاب‌ها را از دست ما بيرون كرده است. *يعني وجود داشته‌اند اما ايران نيستند يا اينکه به طور کل از بين رفته‌اند؟ به همين منظور تصميم گرفتم براي تحقيق و مطالعه به كتابخانه‌هاي كشورهاي مسلمان و غير مسلمان هم بردم و از مکتوبات و انساد علمي در فرهنگ و معارف اسلامي كه در آن كشورها نگهداري مي‌شوند، مطالعه نمايم. *اين اسناد و کتاب‌ها در کدام کشورها نگهداري مي‌شوند؟ نخستين سفر من تشرف به عتبات عاليات بود. در سال 1344 به نجف اشرف مشرف شدم و از كتابخانه‌هاي آن شهر مقدس و از علما و دانشمندان كه در آن زمان در نجف اقامت داشتند. بسيار استفاده كردم. مخصوصا از علامه جليل‌القدر «شهاب الدين تهراني» و محقق عالي‌مقام، «حاج شيخ عبدالحسين اميني» مولف كتاب جاودانه «الغدير» بسيار استفاده كردم. اين دو محقق بزرگ حقي از اين جريان بر گردنم دارند و راه تحقيق و مطالعه را به اينجانب ارايه كردند و در كارهايي كه در دست داشتم مخصوصا فرهنگ خراسان تشويق فرمودند، كه اين كار را به پايان برسانم. *يعني فقط به عراق و نجف رفتيد؟ خير هنگام اقامت در نجف اشرف متوجه شدم در مدينه منوره كتابخانه‌اي هست كه بيش از 100 سال قبل، از بخارا به استامبول و از آنجا به مدينه انتقال پيدا كرده و وقف شده است.هنگامي كه اين مطلب را در يك كتابي خواندم ناگهان به ذهنم رسيد كتابخانه‌اي كه از بخارا به مدينه منتقل ‌شود،شامل کتاب‌ها و نوشته‌هاي بسياري از بزرگان خراسان بوده است. *در عربستان چطور منابعي هم در آنجا وجود داشت؟ بعد از مراجعت به تهران به اين انديشه درآمدم که سفر به مدينه را هم انجام دهم و از کتابخانه استفاده کنم.در سال 1346 موفق شدم ويزاي عربستان سعودي را که در آن زمان بسيار مشکل بود، بگيرم.به همين دليل در ايام حج به مکه معظمه رفتم و بعد از مناسک حج دو ماه در حرمين شريفه مکه و مدينه اقامت کردم و از چند کتابخانه و مسجد شيخ‌الاسلام ديدن کردم-که کتابخانه بسيار مهم و داراي منابع فراواني است-به خصوص بسياري از مطالب و منابعي که من به دنبالش بودم در اين کتابخانه با ان روبرو شدم. *در اين کتابخانه نسخ خطي فارسي هم وجود دارد؟ بله بيش از 500 نسخ خطي به زبان فارسي در اين کتابخانه وجود دارد. *از عربستان به کجا سفر کرديد؟ از آنجا که بازگشتم تصميم گرفتم به هندوستان بروم؛چون هندوستان سرزميني‌ست که ايراني‌ها قرن‌ها در آن رفت و آمد داشته‌اند و فرهنگ فارسي از قرن چهارم تا سلطه اروپايي‌ها به طور کامل در آن وجود داشته است و کتاب‌هاي فارسي بسياري در اين کشور داريم.البته اين موضوع را از دانشمندان هم شنيده بودم و در کتابخانه‌ها با مصادر و منابعي که به اين امر گواهي مي‌دهد برخورد کرده بودم